رویداد دو
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.
تاریخ و زمان رویداد
1405-11-23
توضیحات
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.
سخنرانان
سخنرانان
مدرس دوره و رویداد
راهروی طولانی ساختمان با نور مهتابیهای کمجان روشن شده بود و هر قدم، صدایی کوتاه و تکراری روی کف میساخت. درها پشت سر هم ردیف شده بودند، شبیه انتخابهایی که هیچکدام واقعاً تفاوت مهمی نداشتند. روی دیوار، تابلوهای قدیمی کمی کج آویزان بودند و نوشتههایشان آنقدر عادی بود که چشم از آنها سر میخورد. هوا بوی ترکیبی از گرد و مواد شوینده میداد؛ بویی که نه آزاردهنده بود و نه دلپذیر، فقط آشنا. زمان در این فضا کش میآمد و آدم احساس میکرد چند دقیقه میتواند بیشتر از حد معمول طول بکشد. فکرها آهسته و بیسر و صدا حرکت میکردند، بدون عجله برای رسیدن به نتیجه، انگار همین معلق بودن، تنها شکل قابل قبول این لحظه بود.
مدرس و مدیر تیم آموزشی
اتوبوس با تکانهای یکنواختش خیابانهای آشنا را یکییکی پشت سر میگذاشت و مسافرها در سکوتی نانوشته فرو رفته بودند. بعضی به شیشه خیره شده بودند، بعضی به صفحه گوشی، و بعضی هم به نقطهای نامعلوم که فقط خودشان میدانستند کجاست. صندلیها کمی کهنه بودند و صدای خفیف فن، مثل زمزمهای مداوم در فضا میچرخید. بیرون، مغازهها باز و بسته میشدند، تابلوها رد میشدند و نامها بدون آنکه در ذهن بمانند محو میشدند. زمان نه سریع میگذشت و نه کند، فقط حرکت میکرد؛ مثل همین مسیر که مقصدش مهمتر از خود راه نبود. در این میان، فکرهای ساده و پراکنده میآمدند و میرفتند، بیآنکه نیازی به جمعبندی داشته باشند، و همین بینیازی، حس عجیبی از سبکی ایجاد میکرد.
محمد مظفری
مدیر تیم آموزشی
مدرس رویداد
در گوشهای از یک بعدازظهر کشدار و بینام، جایی میان خستگی و بیحوصلگی، صدای تیکتاک ساعت با بوی قهوهای که مدتها پیش سرد شده بود در هم آمیخته بود. ذهن، بیآنکه مقصد روشنی داشته باشد، میان فکرهای نصفهنیمه و خاطرات کمرنگ پرسه میزد؛ انگار هر ایده فقط برای لحظهای ظاهر میشد و بعد جایش را به بعدی میداد. نور کجتاب خورشید از پنجره نیمهباز روی میز میلغزید، روی کاغذهای نامرتب و خودکارهایی که دیگر جوهرشان هم انگیزهای برای نوشتن نداشت. بیرون، صدای عبور ماشینها میآمد و میرفت، نه آنقدر نزدیک که مزاحم باشد و نه آنقدر دور که نادیده گرفته شود. همهچیز در حالتی معلق بود؛ نه مهم، نه بیاهمیت، فقط جاری، مثل متنی که نوشته میشود بیآنکه قرار باشد پیامی برساند، اما همین بیهدفی ساده، به شکل عجیبی آرامشبخش بود.
کارشناس و ناظر دوره
شب آرامآرام روی شهر پهن میشد و چراغها یکییکی روشن میشدند، نه از روی هیجان، بلکه از سر عادت. خیابانها شلوغ بودند اما شلوغیشان جان نداشت؛ آدمها میآمدند، میایستادند، رد میشدند و هر کدام در فکر خودشان گم بودند. پشت پنجرهای که شیشهاش کمی لک داشت، کسی نشسته بود و به صفحهای خالی خیره شده بود، انگار منتظر بود چیزی خودش را بنویسد. صدای دور موتور یک ماشین، خنده کوتاه چند نفر از پیادهرو، و وزش باد سردی که پرده را تکان میداد، همه با هم ترکیب شده بودند و فضای عجیبی ساخته بودند که نه غمگین بود و نه شاد. زمان کند میگذشت و هر دقیقه کش میآمد، اما کسی عجله نداشت. افکار پراکنده، مثل فایلهایی که بینام ذخیره شدهاند، پشت سر هم باز و بسته میشدند؛ بعضی بیمصرف، بعضی آشنا، و بعضی فقط برای پر کردن فضا. هیچ نتیجهای قرار نبود گرفته شود، هیچ تصمیم مهمی در کار نبود، فقط ادامه دادن، فقط بودن، در لحظهای که نه نقطه شروعش مهم بود و نه پایانش.
میلاد عباسپور
کارشناس دوره
خط زمانی رویداد
خط زمانی رویداد
آیا برای ثبتنام حتما باید ساکن تهران باشم؟
خیر؛ این دوره بهصورت آنلاین و برای همه علاقهمندان در ایران به زبان فارسی برگزار میشود. شما از تمام شهر های ایران میتوانید در این دوره شرکت کنید و بدون نیاز به حضور در تهران از تمام محتوای آن استفاده کنید.
تفاوت برگزارکننده های مختلف سی اس فیفتی در ایران چیست؟
دوره سی اس فیفتی هاروارد به صورت اوپن کورس است و ممکن است در ایران توسط برخی دیگر نیز برگزار شود. سی اس فیفتی تهران بزرگترین برگزارکننده رسمی این دوره در ایران با بیش از ۳۵ هزار نفر شرکت کننده و با حمایت دانشکده مدیریت صنعتی وفناوری دانشگاه تهران است و سال ها این دوره را با بیش از ۳۵ هزار دانشجو برگزار کرده است. و شما علاوه بر سرتیفیکیت هاروارد امکان دریافت گواهی از دانشگاه تهران را نیز خواهید داشت.
پیشنیازهای علمی شرکت در این دوره چیست؟
این دوره هیچ پیش نیازی ندارد و بیش از هشتاد درصد شرکت کنندگان هیچ دوره ای مرتبط به برنامه نویسی و علوم کامپیوتر را پشت سر نگذاشته اند.
آیا شرکت در این دوره محدودیت سنی دارد ؟
خیر! البته دانش پایه ی ریاضی (در حد دوره ی ابتدایی) میتواند به درک بهتر مفاهیم دوره کمک کند.